ای جان وجان زندگی جانم به قربانت رضاست
ای عاشق هر زائر
ای نام تو بس زیبا
وی شمع وگل مجلس
ای صبح وطلوع وفجر
وی نغمه هر بلبل
ای صبح سپیدی تو
ای نور به هر انجم
وی ماه خجل از تو
از بس که تو زیبایی
ماه کجا تشبیه با چهره ی یزدانی
ای آب به هر ماهی
ای دم بهر موجود
وی بوی خوش هر گل
بر ما نظری از لطف
بنما توی ای آغا

سال هزارو سیصدودو
نه من بودم نه تو
بگذرد ایام بسی
نه من باشم نه تو
در این میان چه ماند زما
جز کردار خوب یا بدی
ای که در حال تنفسی
نامش بود حیات
این دم غنیمت شمار
شاید دگر نباشد دمی
کوشش زرفع اندوه دلی
یا که خندان کنیم چشم گریان ومانده در گلی
در پی انتقام نباش ای نازنین
مجال انتقام نیست
بسیار لازم است گذشت
شاید بچینیم حاصلی
ما انسانها غوطه وریم در گناه
نیست به جز فریاد چاره ای
راه را گم کرده ایم
ای خدا
همه مردند ما نیز می میریم
هستی ما ،در فناست
در غفلت غوطه وریم
ای خدا
ادامه مطلب
در ازل پرتوحسنت زتجلی دم زد عشق پیدا شد وآتش به همه عالم زد.
میلاد رهایی بخش انسانها ، پرچم دار آزادی وآزادگی ورهنمای سعادت واقعی
انسانها حضرت ختمی مرتبت محمّد مصطفی صلی الله علیه وآلیه وسلم بر جهانیان
خجسته باد.
![]()
|
شهادت سرور آزادگان جهان حضرت امام حسين عليه السلام و ياران وفادارش بر عموم عدالت خواهان وپيروان حق وحقيقت تسليت باد. يکي از بندهاي ترجيع بند جانسوز محتشم کلاشاني
|
| |
|
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمين بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است خورشید آسمان و زمین نور مشرقین پروردهی کنار رسول خدا حسین
|
||
|
|
||
غزلی از غزل سرای معروف قرن هشتم هجری حافظ شیرازی
بیا تا گل برافشانیم ومی در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم وطرحی نو دراندازیم
اگرغم لشکر انگیزدکه خون عاشقان ریزد
من وساقی به هم تازیم وبنیادش براندازیم
شراب ارغوانی راگلاب اندر قدح ریزیم
نسیم عطر گردان را شکر درمجمر اندازیم
چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش
که دست افشان غزل خوانیم وپاکوبان سر اندازیم
صبا ،خاکِ وجود ما بدان عالی جناب انداز
بود کان شاهِ خوبان را نظر بر منظر اندازیم
یکی از عقل می لافدیکی طامات می بافد
بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خمت یکسر به حوض کوثر اندازیم
سخن دانی وخوش خوانی نمی ورزند در شیراز
بیا حافظ که تا خود را به ملک دیگر اندازیم.
پیوند آفتاب مهربانیها و دریای خوبیها حضرت علی علیه السلام وبیبی عالمیان حضرت زهرای اطهرسلام الله علیها بر عالم وآدم بر عرش وفرش مبارک باد.

خون می چکد از چشمان
از یاد گذشت ای دل
در خواب و خور و شهوت
سبقت زده بر جاهل
این نرگس مستانه
بسیار پی باطل
با دست خدا دادی
بسیار بدی غافل
جانم به جهان از تو
چرخ و فلک کامل
گر طالب شکر هستی
باید بشوی عاقل
عقل است به شکر تو
آنگه بشوی کامل
شکری که رود هر عضو
دنبال سر فاعل

